شخصیت حضرت زهرا(س) در كلام وحی
شنبه 23 اردیبهشت 1391 10:50 ق.ظ
سخن گفتن از شخصیتى که داراى عظمتى ویژه و پرورشى نمونه و حضورى همه جانبه در تمام جهات انسانیت است، عشق را به همراه خود میآورد. زنان مطرح در قرآن، هریک شاخصهاى ویژهاى داشتهاند و فاطمه، خود به تنهایى همه آن شاخصها را با خود به همراه دارد.
فاطمه، بانویى است چون مریم، پاک و مطهر ـ داراى ارتقاى روحى و معنوی؛ چون بلقیس، با علم و درایت؛ چون زنان معاصر با حضرت موسی، حاضر در تمام لحظات حساس و سرنوشتساز؛ چون هاجر، صبور و با استقامت.
فاطمه، نه تنها، تمامى اینها را در خود، جمع داشت، بلکه خود، حقیقت حُسن و تجسم عینى آن بود و از این بالاتر، او بهترین اهل زمین بود. و از این نیز فراتر، او محور هستى و انگیزه خلقت عالم، اعم از آسمان و زمین و جن بود:
یا أحمد! لولاک لما خلقت الافلاک، لولا على لما خلقتک، لولا فاطمه لما خلقتکما.1
سخن گفتن از فاطمه، فراتر از اندیشه بشرى است، لذا باید شناخت او را در کلمات خدا و رسولش یافت. اگر معانى در قالب آن الفاظ بیان میشود، به منزله تنزیل حقیقت بلند پایه اوست. از اینرو به بررسى آیات نازل شده در حق معرفتش میپردازیم. اما قبل از ورود به بحث، نکاتى را یادآور میشویم.
1. چون هدف، نشان دادن شمهاى از شخصیت فاطمه(س) در کلام وحى است از پرداختن به مباحث جزئى و فنى ادبی، تفسیرى و فقهی، خوددارى کرده و به حداقل در این زمینه اکتفا میکنیم.
2. دلالت همه آیات مورد بحث یکسان نیست. بر برخى از آیات، گذشته از ظاهر کلام، روایات متواتر از طریق شیعى و سنّى دلالت دارد. و برخى دیگر علاوه برمعنا وتفسیر ظاهرى به حکم تفسیر باطنی، برآن حضرت منطبق است و برخى از آیات از قبیل بیان یکى از مصادیق آیه و از باب تطبیق است نه تفسیر.
3. برخى آیات، تنها به شخصیت حضرت زهرا(س) دلالت دارد و بعضى ناظر به مقام و منزلت اهلبیت رسول خداست که حضرتش یکى از آنهاست.
آیاتى که دلالت برفاطمه(س) دارند ـ مطابق شاخصهایى که ذکر کردهایم ـ برطبق احادیث و اعتقادات شیعه بسیارند.
از جمله:آیه 6 از سوره فاتحه؛ 21 و37 از سوره بقره؛ 61، 101، 103، 137، 195از سوره آلعمران؛ 69 از سوره نساء؛ 119 از سوره توبه؛ 24 از سوره ابراهیم؛ 26 و 57 از سوره اسراء، 111 از سوره مؤمنون؛ 87 از سوره انعام؛ 35 از سوره نور؛ 115و 132 از سوره طه؛ 54 و 74 از سوره فرقان؛ 333 و 57 از سوره احزاب؛ 23 از سوره شوری؛ 11 از سوره محمد؛ 17 از سوره ذاریات؛ 21 از سوره طور؛ 19 و 20 از سوره الرحمن؛ 8 از سوره حشر؛ 1 از سوره قدر، 38 و 39 از سوره مدثر؛ 3 تا 7 از سوره لیل؛ 9 از سوره مزمّل؛ 102 از سوره انبیاء؛ و 1 تا 3 سوره کوثر.
در این نوشته به بررسى چند نمونه از این آیات با در نظر گرفتن نکاتى که قبلاً ذکر شد، میپردازیم: 1. سوره کوثر
إنّا أعطیناک الکوثر، فصلّ لربّک وانحر، إنّ شانئک هو الأبتر
در شأن نزول این سوره گفته شده: زمانى که رسول(ص) دو تن از فرزندان خود به نامهاى عبداللّه و قاسم را از دست داد و دشمنان آن حضرت، براى تضعیف او، زبان طعن و شماتت، گشودند، عاص بن وائل او را «ابتر» خواند،2 که در لغت عرب به «مقطوع النسل» اطلاق میشود.3
کوثر از ریشه کثرت است و برچیزى اطلاق میشود که شأنیت کثرت در او باشد و مراد از کوثر خیر فراوان است.4
البته آن خیر کثیرى که پیامبر در نتیجه اعطاى خداوند؛ مالک آن شده است، در آیه اول مشخص نشده و شاید بدین لحاظ باشد که با اطلاق و عدم تقیید آن، عظمت و شأن خاص، بدان ببخشد.
براى کلمه (کوثر) در این سوره، معانى متعدد مطرح شده است، علامه طباطبایى در المیزان با توجه به معناى آخرین آیه که دشمن آن حضرت را، ابتر معرفى کرده، مناسبترین معنا را «کثرت» ذریه پیامبر اکرم (ص) ذکر میکند.5 اگر خیر کثیر هم مراد باشد، یقیناً یکى از مصادیق آن، فراوانى نسل آن حضرت است.
کوثر، صیغه مبالغه است. یعنى اى پیامبر، به تو، دخترى دادیم که مجسمه خیر است، استوانه برکت و اسطوره بالندگى است، به تو دخترى دادیم که اگر همه فضایل و سجایاى انسانى را مجسم کنند، زهرا میشود. اى پیامبر، به شکرانه این نعمتى که به هیچکس داده نشده و نخواهد شد، نماز بخوان و در هنگام تکبیر، دستهایت را بلند کن که این یک حالت خضوع است براى بنده و جلالتى است برا ى خدا!
امام فخررازى در ذیل آیه مینویسد: کوثر هشت معنا دارد که تمام آن معانى درباره حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا(س) است. آنگاه خودش میگوید: چگونه، فاطمه کوثر نباشد که چون علیبنالحسین و محمدبنعلى باقرالعلوم و صادق المصدق، میوه و ثمره دارد.6
آرى فاطمه، چگونه خیر کثیر نباشد که از این نهر کوثر، صدها و بلکه هزاران جوى زلال و روشن، منشعب است.
حسن ختام این بخش،آن که نزول چنین سورهاى و چنین تعبیر بلندى (کوثر) درباره فاطمه در عهد جاهلیت عربى که «زن» نه تنها از کمترین حقوق انسانى برخوردار نبود، بلکه تولد دختر مایه ننگ و سرافکندگى بود و دختران، زنده بگور میشدند، نشانگر جایگاه ارزشمند زن در مکتب حیات بخش اسلام است. موجودى که میتواند منشأ این مقدار خیر و برکت در تاریخ بشریت باشد. موجودى که بنده برگزیده خدا و اشرف مخلوقات عالم، باید به شکرانه برخوردارى از آن، در برابر پروردگارش، سربرخاک بساید. در کدامین مکتب میتوان چنین قرب و منزلتى براى زن یافت؟7
2. آیه تطهیر: إنّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهّرکم تطهیرا (احزاب،33/33)
این آیه به گفته بیشتر محدثان اهل سنّت و تمام علماى شیعه، در خصوص اهل کساء، نازل شده است.
چنانچه در صحیح مسلم و ترمذى و تفسیر کشّاف و طبرى و درالمنثور، مستدرک حاکم، منتخب کنزالعمال و کتابهاى دیگر از عایشه و ام سلمه و انسبنمالک و ابوسعیدخدرى و دیگران با مختصر اختلافى روایت کردهاند که چون آیه تطهیر نازل شد، رسول خدا (ص)، فاطمه (س) و على (ع) و حسن و حسین (ع) را خواندند و کساى خود را بر روى آنها انداختند و فرمودند: «اللهم إنّ هؤلاء أهل بیتی، فاذهب عنهم الرّجس وطهّرهم تطهیرا».
در انتهاى سوره واقعه،میفرماید: إنّه لقرآن کریم، فى کتاب مکنون، لایمسّه إلاّ المطهّرون؛ هیچکس به قرآن، مسّ وجودى پیدا نمیکند مگر مطهرون.
با توجه به این آیه، تنها اهل بیت، مسّ وجودى کتاب مکنون را دارند و این هم فضیلتى بزرگ براى حضرت زهرا (س) است.
با توجه به اینکه منظور از اراده حق تعالی، در این آیه، اراده تکوینى است نه تشریعى و با توجه به احادیثى که معناى «رجس» را پاکى از گناه و آلودگى میداند ـ نه پاکى ازنجاسات ظاهرى ـ این آیه شریفه، بزرگترین دلیل بر عصمت فاطمه زهرا (س) از هرگونه گناه و آلودگى است، بلکه میتوان گفت: از بعضى جهات مقام صدیقه طاهره، از بسیارى از انبیا وائمه (ع) نیز برتر است. چنانچه این مطلب، از سخنان تاریخى امام حسین (ع) در شب عاشورا در پاسخ به بیتابى خواهرش زینب، مشاهده میشود.
امام على (ع) با استناد به آیه تطهیر، عصمت و طهارت زهراى مرضیه را یادآورى میکنند . وقتى خلیفه اول با حضرت زهرا (س)، به منازعه برخاست و فدک را که در اختیار آن حضرت بود، مصادره کرد و دعوى آن حضرت را نشنید و شاهدانش را قبول نکرد، امام على (ع) خطاب به وى گفت: اگر کسى ادعا کند که {نعوذا بالله} فاطمه زهرا مرتکب منکر شده است و براى ادعاى خود، شاهدانى هم بیاورد و تو او را تصدیق کنی، کتاب خدا را تکذیب کردهاى زیرا آیه تطهیر، شهادت خدا بر طهارت زهرا (س) است.
آن بانوى بزرگ حد وسط و محور ارتباط اهل کساء بود.«هم اهل بیت النبوه ومعدن الرساله، هم فاطمه وأبوها وبعلها وبنوها» آنان اهل بیت نبوت و معدن رسالت هستند: فاطمه، پدر فاطمه، همسر فاطمه و پسران فاطمه.
محور اصلى ارتباط اهل بیت با رسول خدا، یک زن است، زنى که ذریهاى پاک از او، زاده میشود و اوست که تنها حلقه اتصال این فرزندان با رسول خداست.8
اگر به این نکته دقت کنیم که گوینده این کلام، اللّه، ذات مستجمع صفات جمالیه و جلالیه است، خدایى که پروردگار عالم وجود است و ارادهاش مساوى با تحقق و وقوع میباشد، حقیقت این تکریم را بهتر، احساس خواهیم کرد.
3. آیه مباهله
فمن حاجّک فیه من بعدما جائک من العلم فقل تعالوا ندع أبنائنا وأبنائکم ونسائنا ونسائکم وأنفسنا وأنفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه اللّه على الکاذبین. (آل عمران،3/61) با کسانى که با تو در امر نبوت مجادله میکنند، بگو بیایید پسران و زنان و نفوس خویش را بخوانیم وتضرع کنیم. آنگاه لعنت خدا بر دروغ گویان.
طبق احادیث متواتر و مشهور میان شیعه و سنى که قریب به اجماع و اتفاق است در روز مباهله، مسیحیان نجران، پیامبر را مشاهده کردند در حالى که حسنین و فاطمه وعلی(ع)، همراه او بودند و به سوى مکان مورد نظر میآمدند.
در این آیه، نسائنا، منحصر به حضرت فاطمه(س) شده است. با اینکه زنان و همسران پیامبر در حجرههاى آن حضرت بودهاند و زنان بزرگ دیگرى مانند: صفیه و ام هانى و دیگران، وجود داشتند، هیچکدام به این مباهله دعوت نشدند.
زیرا مباهله (ابتهال و نفرین کردن) با نصاراى نجران یک کار عادى نیست و تنها افراد معصوم، صلاحیت آن را دارند.
صحنه مباهله، از لحظات حساس تاریخ اسلام است و حضور در این صحنه، ایمان و اعتقاد خاصى را میطلبد.
پیامبر(ص) براى حضور در این صحنه از میان زنان، تنها، فاطمه را انتخاب میکند؛ یا از آن روى که فاطمه به منزله امتى از زنان است، درست همان گونه که ابراهیم خود به تنهایى یک امت بود.یا، اینکه او، محبوبترین افراد، در نزد پیامبر بود. و یا چون درمیان زنان مسلمان، تنها فاطمه بودکه مصداق زنى بود با یقینى تام که میتوانست قدم در این صحنه بگذارد. اما حق این است که فاطمه هم یک امت بود، هم محبوبترین زنان در نزد رسول خدا(ص) و هم تنها زنى بودکه میتوانست تکمیل کننده گروهى باشد که به حقیقت و بر حق بودن مسلمانان، یقینى کامل دارند و نیز محور اصلى اتصال آن گروه به رسول خدا(ص) باشد. زیرا آنان شوهر و فرزندان او بودند.
اینکه پیامبر، فاطمه را در این درگیرى اجتماعى ـ اعتقادی، احضار میکند و او را در چنین مخاطرهاى قرار میدهد (خود) نمونهاى بارز و سرمشقى عینى است، براى تمام زنان عفیفى که داراى اعتقادات حقند و پیرو صادق راه اویند، بر اینکه شجاعانه در چنین صحنههایى حاضر شوند.
و نیز این نمایش به منزله دلیل عینى و ملموس است بر جایگاه والاى زهراى مرضیه، نزد پیامبر خدا و عدم برابرى هیچ زنى با او درمقام و رتبه خاصى که دارا بود.
4. آیات ابرار
إنّ الأبرار یشربون من کأس کان مزاجها کافوراً. عیناًیشرب بها عباد اللّه یفجّرونها تفجیرا. یوفون بالنذر ویخافون یوماً کان شرّه مستطیراً. ویطعمون الطعام على حبّه مسکیناً ویتیماً وأسیراً. إنّما نطعمکم لوجه اللّه لا نرید منکم جزاء ولا شکوراً. إنّا نخاف من ربّنا یوماً عبوساً قمطریراً. (انسان،76/5 ـ10)
ابرار در آخرت از جامهاى بزرگ لبریز بهشت که چون کافور، سرد و دلپذیر است، میآشامند و آن کافورها، خوشبوى و شیرین است. این آب، آمیخته است به آب چشمهاى که براى بندگان خاص خود خلق شده و هر کجا بخواهند، آن کاسهها حاضر است و در قصرها مهیا است. این آب گوارا مثل این است که در عمارات و ابنیه بهشت، همیشه جریان دارد و در اختیار بندههاى وفادار خداست. اینان به نذر خود وفا کرده و اطاعت خدا کرده و از روزى که محنت آن، آشکار است، میترسند. اینان در راه خدا به مسکین و یتیم و اسیر، اطعام میکنند و به زبان حال میگویند: ما براى خدا، اطعام کردیم، و از شما جزا و تشکرى نمیخواهیم. ما از پروردگارمان در روزى که چهره برافروخته و در هم کشیده است، میترسیم.
از مسلمات فریقین است که این آیه در مورد حضرت زهرا(س) و شوهر و دو فرزندش نازل شده است. به اتفاق مفسّران، آیات این سوره در مدینه در هنگام کسالت حسنین(ع) نازل شد که درباره نذر فاطمه(س) و علی(ع) براى سلامتى حسنین(ع) بود. علامه امینی، در الغدیر، نام سى و چهارتن از کسانى که شأن نزول این سوره را داستان مذکور، دانستهاند، ذکر کردهاست.15
در این مختصر، مجال پرداختن به دقایق تفسیرى و جزئیات آنچه در این سوره آمده، نیست و تنها به ذکر این نکته لطیف ازسوى آلوسی، مفسّر اهلسنت، اکتفا میشود که: در این سوره، سخنى از «حورالعین» که در سورههاى دیگر از آن به عنوان یکى از نعمتهاى بهشتى یاد شده، به میان نیامده است و چه بسا این ناگفتن، به حرمت نور چشم رسول خدا(ص)، حضرت فاطمه زهرا (س) باشد که سوره در فضیلت او وخانوادهاش و نعمتهایى که در بهشت از آن بهرهمند خواهد شده، نازل شده است.16
5. آیه التقاء بحرین
این آیه از جمله آیاتى است که علاوه بر معنا و تفسیر ظاهری، به حکم تفسیر باطنى بر آن حضرت منطبق است: مرج البحرین یلتقیان. بینهما برزخ لایبغیان. یخرج منهما اللؤلؤ و المرجان. (الرحمن، 55/19ـ22)
غالب مفسّران و محدثان و مورخان فریقین، معتقدند که شأن نزول این آیات درباره تلاقى بحر نبوت و ولایت و درباره حضرت فاطمه(س) و علی(ع) است.
علامه بحرانی، دوازده روایت که بعضى از آنها از طریق اهل سنت نقل شده، ذکر میکند که مراد از «بحرین» على و فاطمه هستند که هیچ گاه بر یگدیگر، بغى و سرکشى نمیکنند.17
در تفسیرى از ابن عباس نقل شده که: برزخ میان آن دو، مهر و محبتى است که از بین رفتنى نیست و همین مهر و محبت، مانع سرکشى هر کدام، نسبت به دیگرى است.
دربار الهی، بر اساس نبوت و ولایت مطلقه، با بندگانش، تماس حاصل کرده و مشعل هدایت برافروخته است و این سلسله که فرد اتم و اکمل آنها، حضرت رسول و خاندان عترتند، دربار روحانیت ربوبى را تشکیل داده و واسطه فیوضات غیبى هستند.
همان طور که عالم طبع از ترکیب و تجزیه و تحلیل عناصر و موالید، دائماً در ایجاد وجود است، در عالم انسانیت و معنویت نیز این ارتباط در بین ارواح مجرده که در ابدان مختلفه بروز و ظهور میکنند، تجلى کرده، از آن تلاقیها، عناصرى ممتاز به دست میآورد، از آن جمله، تلاقى اقیانوس محیط نبوت با دریاى عمیق ولایت است که به وسیله مهد عصمت و طهارت، تلاقى کرده و از آن گوهرهایى گرانبها که براى همیشه مورد استفاده بشر میباشد به وجود آمده است.
چنانچه در ابتداى این نوشته گفتیم آیاتى که در قرآن کریم، پیرامون وجود پنج تن و فاطمه زهرا(س) است، بسیار میباشد که ما در این مقال تنها به ذکر چند نمونه از آیات، پرداخته و بررسى کاملتر را به علاقمندانش واگذار میکنیم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. رحمانى همدانی، فاطمه الزهراء بهجه قلب مصطفی(ص).
2. ابوالحسن على بن احمد الواحدى النیشابوری، اسباب النزول/307؛ جلال الدین سیوطی، الدرالمنثور فى التفسیر بالمأثور، 6/204.
3. ابن منظور، لسان العرب/36.
4. طبرسی، مجمع البیان فى علوم القرآن، 5/549.
5. علامه طباطبایی، المیزان، 7/370.
6. امام فخر رازی، التفسیر الکبیر، 32/122.
7. سید جواد ورعی، کوثر، محبوبه است/63؛ ماهنامه پیام زن، سال ششم شماره68، آبان 1376ش.
8. منیره گرجی، نگرش قرآن به حضور زن در تاریخ انبیا/172.
9. شیخ عزیز اللّه عطاردی، مسند فاطمه زهرا/281.
10. زمخشری، کشّاف، 4/230؛ اسباب النزول/251.
11. علامه سید عبدالحسین شرف الدین، کلمه الغراء فى تفضیل الزهراء/73.
13. کوثر، محبوبه است/65.
14. على بن عیسى أربلی، کشف الغمه، 2/129.
15. علاّمه امینی، الغدیر، 3/107؛ به بعد.
16. آلوسی، روح المعانی، 29/157.
17. علامه بحرانی، البرهان فى تفسیر القرآن، 4/265.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
معصوم علیه السلام می فرمایند:
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 05:44 ب.ظ
دو چیز را
همیشه به یاد داشته باش!
یكی خدا و دیگری مرگ
دو چیز را فراموش كن!
بدی دیگران در حق خودت
خوبی خودت در حق دیگران
چهار چیزرا بیش از بیش نگهدار!
شكمت را در سر سفره دیگران
زبانت را در جمع دوستان
چشمت را در خانه دوست
دلت را در سر نماز
روزگار دوروز است...
یك روز برای تو و روزی بر علیه تو!
اگر برای تو بود مغرور نشو
اگر بر علیه تو بود صبر داشته باش
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 05:51 ب.ظ
شعر بدون نقطه علامه حسن زاده آملی(حفظه الله)
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 09:12 ب.ظ
علامه حسن زاده آملی شعری بدون نقطه در وصف پیامبر اعظم (ص) سرودهاند كه بدین
ترتیب است:
... محمود مسلم ملائک
امار مطاع در ممالک
هم سالک و هم سلوک و مسلوک
او مالک و ماسواه مملوک
هر حکم که داد هر دل آگاه
سر لوحه حکم اسم الله
اسمی که در او دوای هر درد
اسمی که روای مرئه و مرد
اسمی که مراد آدم آمد
اسمی که سرود عالم آمد
سوداگر اگر در او دل آسود
سودا همه سود دارد و سود
مر همدم کردگار عالم
کی هول و هراس دارد و همّ
دل در حرم مطهر او
گل گردد و هم معطّر او
هر دل که ولای وصل دارد
همواره هوای وصل دارد
موسی که هوای طور دارد
کی دل سر وصل حور دارد
ای وای مر آدم هوس را
دل داده کام سگ مگس را
در وصل صمد رسد رصدگر
در اسم احد رود سراسر
درگاه سحر مراد سالک
دادار دهد علی مسالک
لوح دل آملی اوّاه
دارد صور ملائک الله
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر امیرالمومنین علیه السلام
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 11:26 ق.ظ
منزلت و جایگاه رفیع حضرت زهرا علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام نشانگر اوج شخصیت زن در نگاه اوست، یك زن میتواند چنان بالا رود كه مایه مباهات و افتخار امام (علیه السلام) گردد. اگرچه بیان عظمت مقام حضرت فاطمه علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام خود تحقیق مستقلی میطلبد لكن در اینجا فهرستوار، به ذكر پارهای از موارد، پرداخته شده تا بیانگر اوج مقام و مرتبه زن در نگرش حضرت باشد.
مباهات حضرت علی به همسری فاطمه علیهماالسلام
شخصیت بزرگی چون علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار میكند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاك برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیتهای سنگینی چون رهبری جهان اسلام میداند. برخی از موارد كه حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام استناد فرمودهاند عبارت است از:
* در پاسخ نامهای به معاویه از جمله فضیلتها و امتیازهایی كه حضرت به آن اشاره میفرمایند این است كه «بهترین زنان جهان از ماست و حمالة الحطب و هیزم كش دوزخیان از شماست.»(1)
* در جریان شورای شش نفره كه خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین كرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا در بین شما به جز من كسی هست كه همسرش بانوی زنان جهان باشد؟» همگی پاسخ دادند: نه.(2)
* حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه مینویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهرهای چون من دارا هستید.»(3)
* در جریان سقیفه حضرت ضمن برشمردن فضایل و كمالات خویش و این كه باید بعد از پیامبر، او رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهدهدار شود به ابوبكر فرمود: «تو را به خدا سوگند میدهم! آیا آن كس كه رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبكر پاسخ داد: تو هستی.(4)
فاطمه ركن علی است
از مقامات ممتازی كه مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیهاالسلام میباشد ركن بودن برای علی است. در حدیثی میخوانیم پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: «سلام علیك یا ابا الریحانتین، فعن قلیل ذهب ركناك.» (5)
چه تعبیر لطیف و زیبایی همان تعبیر حضرت علی علیه السلام در مورد زن كه فرمودند زن ریحانه است. پیامبر نیز فرمودند: «سلام بر تو ای پدر دو گل [زینب و ام كلثوم] به زودی دو ركن تو از دست میروند.»
علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «این یكی از دو ركن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند:« این ركن دیگر است.»
مددكار اطاعت الهی
انبیاء و پیشوایان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختی انسانها را پیروی از دستورات الهی میدانستند و از این رو بهترین همكار و دوست برای آنان كسی بود كه در این راستا به آنها كمك كند.
میخوانیم علی علیه السلام در پاسخ پیامبر كه سؤال كردند:« همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند:« بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند.»(6)
تمسك علی علیه السلام به كلام زهرا علیهاالسلام
حضرت در حدیث اربع مائة بعد از این كه فرمودند در مراسم تجهیز مردهها گفتار خوب داشته باشید چنین ادامه دادند: «فان بنت محمد صلی الله علیه و آله لما قبض ابوها ساعدتها جمیع بنات بنیهاشم، قالت: دعوا التعداد و علیكم بالدعا.»
حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از ارتحال رسول اكرم صلی الله علیه و آله به زنان بنیهاشم كه او را یاری میكردند و زینتها را رها كرده و لباس سوگ در بر نمودهاند، فرمود:«این حالت را رها كنید و بر شماست كه دعا و نیایش نمایید.»(7)
با این كه حضرت علی علیه السلام معصوم بوده و تمام گفتههای او حجت است ولی برای تثبیت مطلب به سخن زهرا علیهاالسلام تمسك میكند. این نشانگر عصمت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام بوده و این كه تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست.
تنها تسلی بخش علی علیه السلام
حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:
«بِمَنِ العَزاءُ یا بِنتَ مُحمَد؟ كُنتُ بِكِ اَتَعزی فَفیمَ العَزاء مِن بَعدِكِ؟» (8)؛ با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین مییافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟
غضب خداوند به غضب فاطمه علیهاالسلام
حضرت علی علیه السلام از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل نموده كه ایشان فرمودند:
«انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها»(9)؛ خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگین؛ و برای خشنودی و رضایت فاطمه راضی میشود.
و در حدیث دیگر خطاب به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند:
« انَّ اللهَ لَیَغضِبُ لِغَضَبِكِ وَ یَرضی لِرِضاكِ»(10)؛ خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودی تو، خشنود میشود.
برگزیده پیامبر صلی الله علیه و آله
حضرت علی علیه السلام در مصیبت حضرت زهرا علیهاالسلام خطاب به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله میفرماید: «قل یا رسول الله عن صفیتك صبری»؛ « یعنی این صفیه توست، بانویی كه صفوه تو، مصطفی و برگزیده توست رحلت كرده و صبر فقدانش برای من دشوار است.»(11)
تكرار مصیبت فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله
هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ میگوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامیتر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمیتواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمیتواند جایگزین آن شود.»(12)
مقدم نمودن خواست فاطمه برخواست خویش
در هنگام وصیت حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ امام به ایشان و گریستن هر دو، سپس امام سر مبارك فاطمه علیهاالسلام را به سینه چسباند و گفت:«هر چه میخواهی وصیت كن، یقینا به عهد خود وفا كرده، هر چه فرمان دهی انجام میدهم و فرمان تو را بر نظر و خواست خویش مقدم میدارم.» (13)
پایان شكیبایی علی علیه السلام
علی علیه السلام كه اسوه صبر و استقامت است اما در شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام تاثر و تالم خود را چگونه اظهار میدارد، تا آنجا كه بعد از دفن همسر گرامیش در حالی كه حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه داشت:
«خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتنداری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چارهای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت مینماید و هیچ گاه اندوه دلم نمیگشاید. چشمم بیخواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربهای بود كه دل را خسته و غصهام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید… اگر بیم چیرگی ستمكاران نبود، برای همیشه اینجا [كنار قبر زهرا(علیهاالسلام)] میماندم و در این مصیبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از دیدگانم میراندم.»(14)
پینوشتها:
1- بحارالانوار/ج41/ صص151و 224.
2- نهج البلاغه.
3- طبرسی/ احتجاج/ مؤسسه الاعلمی للمطبوعات/ بیروت/ چاپ دوم، 1983 میلادی/ج1/ ص135.
4- همان/ ص 123.
5- علامه الحافظ محب الدین الطیری، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی/ چاپ بیروت دار المعرفه/ ص 56.
6- بحارالانوار/ ج43/ ص 117.
7- جوادی آملی/ زن در آئینه جمال و جلال/ ص42.
8- رحمانی همدانی/ فاطمة الزهرا بهجة قلب مصطفی/ ص 578/ به نقل از مجمع الروایة.
9- کنزالعمال/ مؤسسه الرسالة بیروت/ ج12/ ص111.
10- همان.
11- نهج البلاغه/ فیض السلام/ خطبه 193.
12- سیدمحمد کاظم قزوینی/ فاطمة الزهرا من المهد الی اللحد/ دارالصادق بیروت/ چاپ اول/ صص610- 609.
13- همان.
14- اصول کافی/ ج1/ ص 159.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
راه گناه نکردن به روایت علامه طباطبایی
شنبه 2 اردیبهشت 1391 06:15 ب.ظ
... محضر مبارک نخبه الفلاسفه آیه الله العظمی جناب آقای طباطبائی ادام الله عمرکم ماشاءالله
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
کوتاه سخن آنکه جوانی هستم 22 ساله، ...چنین تشخیص می دهم که تنها ممکن است شما باشید که به این سؤال من پاسخ دهید. در محیط و شرایطی که زندگی می کنم، هوای نفس و آمال و آرزوها بر من تسلط فراوانی دارند و مرا اسیر خود ساختهاند و سبب آن شدهاند که مرا از حرکت به سوی الله، و حرکت در مسیر استعداد خود بازداشته و میدارند. درخواستی که از شما دارم، برای من بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟
یادآور می شوم نصیحت نمی خواهم و اِلّا دیگران ادعای نصحیت فراوان دارند. دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم. همان گونه که شما در تحصیلات خود در نجف پیش استاد فلسفه داشتید، همان شخصی که تسلط به فلسفه اشراق داشت. (مسموع است).
باز هم خاطرنشان می سازم که نویسنده با خود فکر می کند که شفاهاً موفق به پاسخ این سؤال نمی شود. وانگهی شرم دارم که بیهوده وقت گرانمایه شما را بگیرم. لذا تقاضا دارم پدرانه چنانچه صلاح می دانید و بر این موضوع میتوانید اصالتی قائل شوید مرا کمک کنید. در صورت منفی بودن، به فکر ناقص من لبخند نزنید و مخفیانه نامه را پاره کنید و مرا نیز به حال خود واگذارید. متشکرم.
امضا 1355/10/23
پاسخ علامه طباطبائی به نامه ایشان:
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم
برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در پشت ورقه مرقوم داشته اید لازم است همتی برآورده، توبه ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید. به این نحو که هر روز که طرف صبح از خواب بیدار می شوید قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش آید، رضای خدا - عز اسمه - را مراعات خواهم کرد. آن وقت در سر هر کاری که می خواهید انجام دهید، نفع آخرت را منظور خواهید داشت، به طوری که اگر نفع اخروی نداشته باشد انجام نخواهید داد، هر چه باشد. همین حال را تا شب، وقت خواب ادامه خواهید داد و وقت خواب، چهار پنج دقیقه ای در کارهایی که روز انجام داده اید فکر کرده، یکی یکی از نظر خواهید گذرانید. هر کدام مطابق رضای خدا انجام یافته شکری بکنید و هر کدام تخلف شده استغفاری بکنید. این رویّه را هر روز ادامه دهید. این روش اگر چه در بادی حال سخت و در ذائقه نفس تلخ می باشد ولی کلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبحات یعنی سوره حدید و حشر و صف و جمعه و تغابن را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید و پس از بیست روز از حال اشتغال، حالات خود را برای بنده در نامه بنویسید. ان شاء الله موفق خواهید بود. والسلام علیکم.
محمد حسین طباطبایی
برگرفته از اینترنت
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
تغییر دنیا
شنبه 2 اردیبهشت 1391 06:12 ب.ظ
لینکسفا ها:
میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و
برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه
چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد
خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند.
وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به
او پیشنهاد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند.وی پس از بازگشت از نزد
راهب به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام خانه
را با سبز رنگ آمیزی کند.
همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض
میکند. پس از مدتی رنگ ماشین ، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم
می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می
یابد. بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید.
راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود که باید لباسش
را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند. او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش
میرسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته ؟ مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و
میگوید :” بله . اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته.”مرد راهب با تعجب
به بیمارش میگوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام.
برای مداوای چشم دردتان، تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و
هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.
برای این کار نمیتوانی تمام دنیا را تغییر دهی ، بلکه با
تغییر چشم میتوانی دنیا را به کام خود درآوری. تغییر دنیا کار احمقانه ای
است اما تغییر چشم ارزانترین و موثرترین روش میباشد.
برگرفته از اینترنت
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
بهترین دوست...
جمعه 25 فروردین 1391 03:14 ب.ظ
پیرمردبه من نگاه کردوپرسید
چندتادوست داری؟
گفتم چرابگم ده یابیست تا...
... جواب دادم فقط چندتایی
پیرمردآهسته ودرحالیکه سرش راتکان می دادگفت:
توآدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری
ولی درموردآنچه که می گویی خوب فکرکن
خیلی چیزهاهست که تو نمی دونی
دوست فقط اون کسی نیست که
توبهش سلام می کنی
دوست دستی است که توراازتاریکی
وناامیدی بیرون می کشد
درست هنگامی، دیگرانی که توآنهارادوست
می نامی سعی دارند تورابه درون آن بکشند
دوست حقیقی کسی است
که نمی تونه تورارها کنه
صدائیه که نام تورازنده نگه می داره
حتی زمانی که دیگران تورابه فراموشی سپرده اند، امابیشترازهمه دوست یک قلب است
یک دیوارمحکم وقوی
درژرفای قلب انسان ها
جایی که عمیق ترین عشق هاازآنجامی آید!
پس به آنچه می گویم خوب فکرکن
زیراتمام حرفهایم حقیقت است
وفرزندم یکباردیگرجواب بده
چندتادوست داری؟
سپس ایستاد ومرانگریست
درانتظارپاسخ من
بامهربانی گفتم
اگرخوش شانس باشم...فقط یکی
وآن تویی
بهترین دوست کسی است که شانه هایش رابه تومی سپارد
درتنهائیت توراهمراهی می کند
ودرغمهاتورادلگرم می کند
کسی که اعتمادی راکه بدنبالش هستی به تو می بخشد
وقتی مشکلی داری آن راحل می کند
وهنگامی که احتیاج به صحبت کردن داری
به توگوش می سپارد
وبهترین دوستان عشقی دارند که نمی توان توصیف کرد
غیرقابل تصوراست****
چقدرخداوند بزرگ است
درست زمانی که انتظاردریافت چیزی راازاونداری...
بزرگترین مهربانترین بخشنده ترین دوستت دارم لحظه ای مارا به خودمان وامگذار
برگرفته از اینترنت
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
امام رضا(ع) علیه السلام می فرمایند:برای قضای حاجت مؤمنان، شاد ساختن شان ودور کردن ناگواریها از آنان حرص بورزید؛ زیرا که پس از واجبات ، هیچ کاری نزد خدای بزرگ،برتر ازخرسند کردن مؤمن نیست(بحارالانوار، 78/347)
جمعه 25 فروردین 1391 03:13 ب.ظ
حکایتی از زندگی امام رضا
علیه السلام
فحاشی؟ آن هم به
علی ابن موسی علیه السلام ؟! از هرچه بشود گذشت، از این یکی به آسانی
نمی شود گذشت.
از همان لحظات
اول ورودم به مکه خنجری خریده بودم، کلی گشتم تا پیداش کنم، حالا کنار مسجد کمین
کرده بودم، تا وقتی بیرون آمد کارش را یکسره کنم. باید حقش را کف دستش می گذاشتم.
تا عبرتی شود برای امثال او.
با صدای پایی به
خود آمدم، «اخرس» نبود، غلام امام رضا علیه السلام بود، دوان دوان خودش
را به من رساند، نامه ای به دستم داد ورفت.
« بسم الله
الرحمن الرحیم، به حقی که برگردنت دارم، سوکندت می دهم، آزاری به «اخرس» نرسانی.
خداوند حافظ من است واو مرا بس است.»
حالا فهمیدم امام
رئوف که می گویند بعنی چه؟
(عیون اخبارالرضا
علیه السلام ج2)
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
فهمیدم تو با همه مردها فرق داری
چهارشنبه 23 فروردین 1391 09:09 ب.ظ
وقتی اون روز
تو باغ همه ی خانومها رو جو گرفته بود و جلوی همه قهقهه می زدن و شوهراشون هم بی
خیال نشسته بودن و تماشا می کردن وقتی منو هم به جمعشون دعوت کردن؛ آروم تو گوشم
گفتی: «مواظب وقار و متانتت باش عزیزم» اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق
داری وقتی حواسم نبود و کمی روسری ام لیزخورده بود و موهام دیده می شد با ل...بخند
گفتی: «موهات بیرونه ها خانومی!» درحالی که موهام رو قایم می کردم نگاهی به زنهای
اطرافم تو خیابون انداختم. شرم آور بود. شوهراشون چه بی خیال. اونجا بود که فهمیدم
تو با همه مردها فرق داری وقتی درعین حال که منو به فعالیت اجتماعی و درس خوندن و
فعالیت در دانشگاه تشویق می کردی؛ هرازچندگاهی یادآوری می کردی که: «غرور زن در
مقابل مردان غریبه بجا و خوبه» اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری وقتی
اون روز آقای همسایمون اومده بود دم در. چادر سر کردم و رفتم قبض ها رو ازش گرفتم
.برگشتم دیدم با لبخند بهم خیره شدی گفتی: «خوشم اومد چه مردونه برخورد کردی,بدون
عشوه و طنازی» اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری وقتی اون روز تو مجلس
عروسی یهو همه رو جو گرفت و زن و مرد قاطی شدن و... مردهای دیگه با چه لذتی
بهتماشا نشسته بودن. تو مثل برق از جا پریدی و زدی بیرون. پشت سرت اومدم . گفتی:
«متشکرم که اونجا نموندی» اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری _ فهمیدی
که منم با همه زنا فرق دارم؟_
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
دیدگاه اسلام نسبت به زن در 12 حدیث کوتاه
جمعه 18 فروردین 1391 08:47 ب.ظ
درکجایند کسانی که میگن اسلام دین ضد زن هستش ؟
میشه بگید اسلام به چه زبانی باید از زن ها و دختران تعریف و حمایت کند ؟
حتی حضرت محمد (ص) جایگاه دختر را رفیع تر از پسر خوانده اند (حدیث ۷ ،۸ ، ۹)
اگر بعد از خواندن این احادیث بازم بگید اسلام ضد زن هست باید بدانید که خیلی بی انصاف هستید ، همین .
کاش ما بچه شیعه ها بجای پیامک های جک و عشقی و اینجور حرف ها ، این احادیث رو برای هم میفرستادیم)
۱.رسول اكرم صلى الله علیه و آله :
بهترین شما كسى است كه براى خانواده اش بهتر باشد، و من از همه شما براى خانواده ام بهترم، زنان را گرامى نمى دارد، مگر انسان بزرگوار و به آنان اهانت نمى كند مگر شخص پَست و بى مقدار.
نهج الفصاحه، ح 1520
۲.امام صادق علیه السلام :
بیشترین خیر و بركت در زنان است.
من لایحضره الفقیه، ج3، ص385، ح4352
۳.رسول اكرم صلى الله علیه و آله :
خداى بزرگ، به زنان مهربان تر از مردان است و هیچ مردى، زنى از محارم خود را خوشحال نمى كند، مگر آن كه خداوند متعال او را در قیامت شاد مى كند.
كافى، ج6، ص6، ح7
۴.امام على علیه السلام :
كارى كه در توان زن نیست به او مسپار زیرا او چون گُلى است (ظریف و آسیب پذیر) نه قهرمان و كار فرما.
نهج البلاغه، نامه 31
۵. رسول اكرم صلى الله علیه و آله :
یكدیگر را به رفتار نیك با زنان سفارش كنید.
بحارالأنوار، ج33، ص628، ح744
۶.رسول اكرم صلى الله علیه و آله :
اخلاق خود را نیكو كنید و با همسایگان خود مهربان باشید و زنان خود را گرامى بدارید تا بى حساب وارد بهشت شوید.
التوحید، ص 127
۷.پیامبر صلى الله علیه و آله :
رحمت خدا بر پدرى كه داراى دخترانى است! دختران، با بركت و دوست داشتنىاند و پسران، مژده آورند. دختران باقیات الصالحات (بازماندگان شایسته)اند.
مستدرك الوسائل، ج 15، ص 115، ح 17700
۸.امام صادق علیهالسلام :
پسران، نعمتاند و دختران خوبى. خداوند ، از نعمتها سؤال مىكند و به خوبىها پاداش مىدهد .
كافى ، ج 6، ص 7، ح 12
۹.پیامبر صلى الله علیه و آله :
دختران ، دلسوز ، مددكار و بابركتاند . هر كس یك دختر داشته باشد ، خداوند ، او را پوششى از دوزخ قرار مىدهد و هر كس دو دختر داشته باشد ، به خاطر آن وارد بهشت مىشود و هر كس سه دختر یا مانند آن خواهر داشته باشد ، جهاد و صدقه از او برداشته مىشود .
كنز العمّال ، ح 45399
۱۰.امام باقر علیه السلام :
گرامى ترین شما نزد خدا، كسى است كه بیشتر به همسر خود احترام بگذارد.
تهذیب الاحكام، ج8، ص141، ح87
۱۱.رسول اكرم صلى الله علیه و آله :
مؤمن به میل و رغبت خانواده اش غذا مى خورد ولى منافق میل و رغبت خود را به خانواده اش تحمیل مى كند.
كافى، ج4، ص12، ح6
رسول اكرم صلى الله علیه و آله می فرماید:
خداى بزرگ، به زنان مهربان تر از مردان است و هیچ مردى، زنى از محارم خود را خوشحال نمى كند، مگر آن كه خداوند متعال او را در قیامت شاد مى كند.
كافى، ج6، ص6، ح
برگرفته از اینترنت
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
على بن ابى حمزه مىگوید:
جمعه 18 فروردین 1391 08:40 ب.ظ
دوستى داشتم كه در دستگاه بنى امیه نویسنده بود، از من خواست از حضرت صادق علیه السلام براى او وقت ملاقات بگیرم، حضرت اجازه داد. چون وارد شد سلام كرد و نشست و عرضه داشت: فدایت شوم، در ادارات بنى امیه نویسنده بودم و از اینرو مال فراوانى به دست آوردم.
حضرت فرمود: اگر بنى امیه كسى را نمىیافتند تا در تمام امور به آنان كمك دهد، امر مال و غنیمت و مسئله جنگ و امور سیاسى و اجتماعى، قدرت غارت كردن حق ما را نداشتند، اگر مردم آنان را رها مىكردند چیزى جز آنچه در دست داشتند، نمىیافتند.
جوان عرض كرد: فدایت شوم راهى براى خروج از مال حرام جهت من هست؟
فرمود: اگر راهنمایى كنم مىپذیرى؟ عرضه داشت: آرى، فرمود: از آنچه از این راه به دست آوردهاى بیرون شو، اگر صاحبان مال را مىشناسى به آنان برگردان، اگر نمىشناسى از جانب آنان صدقه بده، در این صورت من بهشت را براى تو ضامنم!
جوان زمانى طولانى سكوت كرد و سر به زیر انداخت، سپس گفت: فدایت شوم، انجام دادم.
او با ما به كوفه برگشت، چیزى نبود جز اینكه از آن جدا شد حتى از لباس ضرورى بدنش، ما براى او لباس تهیه كردیم و مختصر نفقهاى به او مىرساندیم.
چیزى نگذشت كه مریض شد، به عیادتش رفتیم، در یكى از عیادتها او را به حال احتضار دیدم، چشم گشود و گفت: اى على بن ابى حمزه! به خدا قسم! امام صادق علیه السلام به عهدش وفا كرد!
این را گفت و چشم از جهان بست. چون به خدمت امام رسیدم به من نگریست و فرمود: عهدم را نسبت به دوستت وفا كردم، گفتم: فدایت شوم، راست مىگویى، او این مسئله را به وقت مرگش به من خبر داد. «۱» در هر صورت از مال حرام به هر صورت كه هست بپرهیزیم، زیرا مال حرام باعث تاریكى باطن و غضب حضرت حق و دور افتادن از رحمت دوست و در بسیارى از مراحل، علت بطلان قطعى واجبات مانند نماز و طواف حج است
برگرفته از اینترنت
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
حجاب در بینش قرآن از نظر آیت الله جوادی آملی:
پنجشنبه 17 فروردین 1391 05:28 ب.ظ
حجاب در بینش قرآن كریم این است كه زن باید آن را كاملاً درك كند،
حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرفنظر كردم،
حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم،
حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند،
" حجاب زن، حقی الهی است"
برگرفته از اینترنت
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
پاسخ آیت الله العظمی سبحانی به یک شبهه
پنجشنبه 17 فروردین 1391 05:23 ب.ظ
آیا درخواست شفا از اولیا ء الهی شرک است؟
... راسخون : منطق قرآن این است كه شفا، و حتى زنده كردن مردگان، به صورت استقلالى
و بدون استمداد از كسى، ویژه خداست ولى شفا، و حیات بخشى به اذن الهى و امر او و
به عنوان این كه كارگزار عالم آفرینش است، به وسیله اولیاى خدا انجام مى گیرد.
به گزارش سرویس علمی وفرهنگی مرکز خبر حوزه حضرت آیت الله سبحانی در نوشتاری به
پرسشی پیرامون در خواست شفا از اولیا ءالهی پاسخ دادند.
سوال :چگونه مى گویید: اى امام عزیز! فرزند ما را شفا بده! در حالى كه شافى خداست
و این نوعى شرك است؟
پاسخ :در گذشته، یادآور شدیم كه ملاك توحید و شرك در دست ما نیست كه كارى را عین
توحید و كار دیگر را شرك قلمداد كنیم، بلكه براى خود، معیار و میزانى دارد كه باید
كارها با آن معیار سنجیده و ما این معیار را با دو مثال روشن مى كنیم.
در قرآن مجید، تدبیر جهان آفرینش، از جمله شفاى بیماران، را به خود خدا نسبت داده
است، و منحصر به او شمرده است، و در سورههاى مختلف مى فرماید:
( یدبّر الأمر )[1]؛ «اوست كه جهان را اداره مى كند».
ولى در حالى كه تدبیر را منحصراً از آن خود مى داند، در سوره النازعات مى فرماید:
( فالمدبّرات أمراً)[2]، مسلماً در قرآن تناقض نیست. خود قرآن مى فرماید:( قل لو
كان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً كثیراً )[3] ولى تفسیر هر دو آیه این
است: تدبیر مستقل و غیر وابسته به جایى از آن خداست. اما به حكم این كه این جهان،
جهانِ اسباب و مسبّبات است، یك رشته مدبرهایى هستند كه به اذن خداوند در تدبیر
جهان و ارسال ارزاق به بشر مؤثرند و فرشتگانى براى این كار، گمارده شده اند. مدبّر
بودن اینها منافاتى با انحصار تدبیر به خدا ندارد، زیرا اینها جنود الهى و
كارگزاران عالم آفرینش به اذن خدا هستند.
مثال دیگر
همگان معتقدیم كه شافى خداست و ابراهیم خلیل در این مورد چنین مى گوید:( وإذا مرضت
فهو یشفین )[4] ولى در عین حال، خدا مى فرماید: ما در عسل شفا قرار دادیم، تو گویى
این معجون شفابخش است. و مى فرماید: ( فیه شفاء للناس )[5] و حضرت مسیح، تصریح مى
كند كه من بیماران را بهبود مى بخشم و شفا مى دهم، اما به اذن خدا، چنان كه مى
فرماید: ( وأُبرئ الأكمه والأبرص وأُحیى الموتى بإذن الله )[6] بنابراین منطق قرآن
این است كه شفا، و حتى زنده كردن مردگان، به صورت استقلالى و بدون استمداد از كسى،
ویژه خداست ولى شفا، و حیات بخشى به اذن الهى و امر او و به عنوان این كه كارگزار
عالم آفرینش است، به وسیله اولیاى خدا انجام مى گیرد، با توجه به این آیات، روشن
مى شود كه درخواست شفا به نحوى كه حضرت مسیح یادآور آن است، نه تنها شرك نیست،
بلكه عین توحید است و با آیات قرآن، كمال انطباق را دارد.
[1] . یونس، 3و 31; رعد، 2; سجده 5.
[2] . نازعات/ 5.
[3] . نساء/ 82.
[4] . شعراء/ 80.
[5] . نحل/ 69.
[6] . آل عمران/ 49.
برگرفته از اینترنت
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
امام رضا (ع) می فرماید:
چهارشنبه 16 فروردین 1391 08:01 ب.ظ
پنج صفت است كه در هر كس نباشد امید چیزی از دنیا و آخرت به او نداشته باشید:
- كسی كه در نهادش اعتماد نبینی.
...
- كسی كه در سرشتـش كرم نیابی.
- كسی كه در آفرینشـش استـواری نبینی.
- كسی كه در نفسش نجابت نیابی.
- كسی كه از خدایش ترسناك نباشد
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
داستانک
شنبه 12 فروردین 1391 11:25 ق.ظ
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا
(مسجد) بخواند.
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،
خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و
... در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش
را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))،
از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد
ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست
در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم..))
وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،
خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.
به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار
دیگر
باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.
بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
برگرفته از اینترنت
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
تعداد کل صفحات : 7 1 2 3 4 5 6 7
تبلیغات 


